تبلیغات
تکنولوژی آموزشی

تکنولوژی آموزشی

تبلیغات

نقش خلاقیت و نوآوری در پیشرفت دانش آموزان‌

نویسنده: آرزو حدادنیا پنجشنبه 14 شهریور 1392 دسته بندی : آموزشی , مقالات ,
انسان‌ها دارای قوّه خلاقیت هستند؛ برخی در یك زمینه دارای خلاقیت بیشتر و برخی در زمینه‌ای دیگر. خلاقیت می‌تواند توسط معلمان در دانش‌آموزان شكوفا گشته و یا از بین برود. بنابراین باید محیط و فضای مساعدی برای رشد و پرورش قوّه خلاقیت دانش‌آموزان فراهم آورد.‌




برای مطالعه به ادامه مطلب رجوع کنید...


مفهوم خلاقیت‌
خلاقیت و نوآوری محرك اصلی تمدن‌هاست. تلفن، اتومبیل، هواپیما، رادیو،‌ تلویزیون، رایانه، الكترونیك، قدرت اتمی و مسافرت‌های فضایی و خلق ادبیات و انواع هنرها و ... نقاط عطفی از اختراعات و اكتشافات و نمودی ارزشمند از تفكر و ذهن خلاق بشر است.
بنابراین، برای پیشرفت در صنعت، اقتصاد، سیاست و همه علوم، نیازمند تفكری خلاق و نوآور هستیم؛ خلاقیتی كه در ضمیر همه ما نهفته و در نحوه زندگی ما تأثیر دارد. تحولات سریع عصر كنونی ما، نیازمند حل مسائل و مشكلات به گونه‌ای خلاق است.
هرچند علم، توسعه و پیشرفت نیاز اولیه بشر امروزی است، ولی باید دانست كه علم به خودی خود، ضامن حل بسیاری از مسائل و مشكلات آینده‌ای كه ما با آن‌ها مواجه خواهیم شد نیست، تنها نیروی فوق‌العاده و قدرتمند خلاقیت است كه می‌تواند مسائل و مشكلات را به طرز خارق‌العاده‌ای از سر راه بشر بردارد. روان‌شناسان در تعریف خلاقیت متفق‌القول نیستند و به خلاقیت از زوایای گوناگونی می‌نگرند؛ در گذشته محور بحث روان‌شناسان از خلاقیت <شخص خلاق یا فرایند خلاق> بود. امروزه نیز اگرچه بسیاری از اندیشمندان به خلاقیت به عنوان یك فرایند می‌نگرند، اما تعریف آنان از خلاقیت، مبتنی بر ویژگی <مولد بودن> است.‌
شاید به جرات بتوان گفت كه جامع‌ترین تعریف خلاقیت توسط <گیلفورد> دانشمند آمریكایی عرضه شده است. او خلاقیت را با تفكر واگرا (دست یافتن به رهیافت‌های جدید برای مسائل) در مقابل تفكر همگرا(دست یافتن به پاسخ) مترادف دانسته است. افرادی كه تفكر واگرا دارند در فكر و عمل خود با دیگران متفاوتند و از عرف و عادت دور شده روش‌های خلاق و جدید را به كار می‌برند. برعكس كسانی كه از این خصوصیت برخوردار نیستند، تفكر همگرا دارند و در فكر و عمل خود از عرف و عادت پیروی می‌كنند. پس تفكر واگرا یعنی دور شدن از یك نقطه مشترك كه همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفكر همگرا یعنی نزدیك شدن به آن نقطه.‌
امروزه ثابت شده است كه برخلاف باور بسیاری كه ابداع و خلاقیت را خصوصیت ذاتی بعضی افراد می‌دانند، این استعداد در نوع بشر به اندازه حافظه عمومیت دارد و می‌توان آن را با كاربرد اصول و فنون معین و ایجاد طرز تفكرهای جدید و ایجاد محیطی مناسب پرورش داد.‌
در چند دهه اخیر پژوهش‌های بسیاری در زمینه خلاقیت انجام شده است. پژوهش‌های انجام شده در زمینه آموزش خلاقیت، عموماً به این نتیجه رسیده است كه خلاقیت را هم می‌توان آموزش و هم پرورش داد. روشن است كه هر كسی ممكن است در زمینه‌ای خاص خلاقیت داشته باشد. از هر كسی در هر زمینه نمی‌توان انتظار خلاقیت و ابتكار داشت. باید این بسترها و علایق و زمینه‌ها را شناسایی كرده و زمینه رشد آن‌ها را فراهم نمود.‌

معلم و شیوه‌های پرورش تفكر اخلاق‌
تعلیم و تربیت به یك معنا عبارت است از رشد قوّه قضاوت صحیح در افراد. تقلید از دیگران یا پیروی از تمایلات و عادات، سبب ركود فكری و عجز فرد در برابر مسائل و مشكلات می شود. امروزه جامعه نیازمند افرادی است كه فكر و خرد را حاكم بر اعمال و افكار خویش قرار می‌دهند و مشكلات را به گونه ابتكاری از سر راه خود برمی‌دارند. اجمالاً وظایف یك معلم در تحقق این هدف بدین شرح است:‌
* دانش‌آموزان را به داشتن ایده‌های بكر و نو تشویق نماید؛ ایده‌هایی كه كم و بیش برای خود آن‌ها بكر است. ضمن پذیرش ایده‌های بكر، زمینه ابراز آن‌ها را فراهم كند. مثلاً، می‌توان از دانش‌آموزان خواست كه به جای ارائه گزارش ساده از یك كتاب، آن را شخصاً ارزیابی كرده و هر نظری كه درباره آن دارند بیان كنند و یا این كه فصلی از فصل‌های سال را توصیف كنند به طور كلی، نقاشی‌های آزاد، مقاله‌نویسی و نگارش داستان‌های كوتاه، زمینه ارائه ایده فرد و تفكر خلاق در دانش‌آموزان را بهتر فراهم می‌كند.‌
* مطالب درسی را به صورت مسأله و معما برای شاگردان طرح كند؛ مطالعه كتاب و یا گوش دادن به سخنان معلم و حفظ كردن حقایق علمی و تاریخی، رشد قوه ابتكار شاگردان را به دنبال ندارد. معلم به جای بیان مطالب درسی یا ذكر حقایق علمی، باید دانش‌آموزان را به طرح مسائل ترغیب كند.‌
* معلم باید به دانش‌آموزان اجازه دهد تا مسائل، نظرات و ایده‌های خود را اعلام كنند و این ایده‌ها را روی تخته كلاس درس نوشته و پس از طرح مسائل و ایده‌های خود به آنان اجازه دهد كه این مسائل را نقد و بررسی كرده و مورد آزمایش قرار دهند.‌
شیوه‌های گوناگون تدریس‌
معلم باید در جریان تدریس و فرایند تعلیم و تربیت، شیوه‌های مختلفی را به كار برد؛ از جمله، روش حل مسأله، روش تهیه طرح یا پروژه، روش بحث آزاد و پروژه‌های گروهی و جمعی متناسب با موضوع و موقعیت درسی.‌
فعال شدن شاگردان در كلاس‌
كلاس‌های درس را می‌توان به جای <معلم محوری> به صورت <فراگیر محوری> اداره كرد؛ در كلاس فراگیر محوری، دانش‌آموز در امر یادگیری دخالت مستقیم و اساسی دارد.
معلم راه‌های یادگیری را به شاگردان دیكته نمی‌كند، بلكه شیوه‌های مختلف یادگیری را پیش پای آنان قرار می‌دهد تا با استفاده از نیروی خلاقیت و ابتكار خود مسیر و روش یادگیری را جستجو نمایند. به جای این كه معلم برای دانش‌آموزان اطلاعات فراهم كند، باید آنان را در موقعیتی قرار دهد تا خود به جستجوی اطلاعات بپردازند. معلم در این شیوه تدریس، راهنماست و نقش یاری‌دهنده و هدایتگر را ایفا می‌كند.‌
استفاده از روش بارش مغزی brain Storming‌ در روش بارش مغزی، پس از این كه مسأله‌ای در كلاس ارائه شد، معلم از دانش‌آموزان می‌خواهد تا هر تعداد راه‌حل را كه می‌توانند برای مسأله بنویسند. معلم پیش از ارائه همه راه‌حل‌ها به وسیله دانش‌آموزان، نباید هیچ‌گونه اظهارنظری در این خصوص بنماید. این روش، شبیه روش تداعی آزاد است كه در روان‌كاوی مورد استفاده قرار می‌گیرد.‌
ایجاد زمینه تفكر
معلم باید زمینه‌ای فراهم سازد كه همه دانش‌آموزان تفكر كنند و بدون نگرانی تفكرات خویش را اظهار نمایند. هرچند شاگردان در فرایند تفكر ممكن است اشتباه كنند، اما مهم، تفكر و پرورش فكر ‌است. در این گونه كلاس‌ها پاسخ صحیح و غلط شاگرد برای معلم ارزش یكسان خواهد داشت؛ زیرا به هر حال دانش‌آموز به تفكر واداشته شده است.
به عبارت دیگر، باید به دانش‌آموزان اجازه داده شود تا اشتباه‌هایی را مرتكب شوند؛ زیرا ممكن است اشتباه‌ها به بینش‌های مثمرثمری منتهی شوند. معلم باید شرایط آموزشی را به گونه‌ای ترتیب دهد كه شاگردان مطمئن شوند كه اختلاف نظر آنان با معلم مشكلاتی برای آنان نخواهد داشت. به هیچ وجه نباید اندیشه‌های شاگردان را طرد كرد زیرا در این صورت آنان به تفكر نخواهند پرداخت.
ارتباط با اذهان خلاق
گرچه معلم تا حد زیادی می‌تواند ذهن دانش‌آموز را تحریك كند، اما این امر كافی نیست. گفتار و كردار هنرمندان، متفكران و رهبران مشهور از مهمترین عوامل مؤثر در تحریك انرژی خلاق در دیگران است.
شاعران، مورخان، سیاستمداران و دانشمندان بزرگ، در قرون گذشته، از طریق آثار مكتوب خود با ما سخن می‌گویند.
آتش خلاق آنان می‌تواند شعله آفرینش‌‌گری دانش‌آموزان را برافروزد و روح اشتیاق رقابت را در آنان بدمد. برای پیشگیری از احساس حقارت دانش‌آموزان در برابر بزرگان، باید به آنان گفته شود كه انسان‌های بزرگ هم از اول خلاق نبودند، بلكه با تلاش، پشتكار و پرورش این قوه توانسته‌اند ابتكارات، نوآوری‌ها و آفرینندگی را در وجود خود شكوفا سازند.
با شناخت نحوه زندگی و مراحل رشد دانش‌آموزان، می‌توان از بروز و پیدایش این احساس در آنها پیشگیری كرد.
تشویق اندیشه‌ها و پیشرفت‌های بكر و ناب
با پرسش‌های هر چند غیرمتعارف دانش‌آموزان، باید برخوردی دقیق و حساب شده داشت؛ اگر دانش‌آموزی ایده غیرممكنی را بیان كرد، به جای واقع‌گرایی باید در این تخیل دانش‌آموز وارد شد.
مثلاً اگر كودكی بگوید: سگ من كتابی نوشته است، معلم جواب دهد: واقعاً؟! حتماً كتاب به مردم توصیه می‌كند كه با سگ‌ها چگونه رفتار كنند. سپس بچه‌های دیگر می‌توانند اظهارنظر كنند كه دنیا در نظر یك سگ ممكن است چگونه باشد و چطور می‌شود امور را بهبود بخشید و...
- باید به كودكان عملاً نشان داد كه عقاید آنان مورد احترام است.
- اندیشه‌ها و راه‌حل‌های غیرمعقول برای مسائل را باید با احترام تلقی كرد. - باید به آنان فرصت داد تا به طور مستقل یاد بگیرند، آزادانه فكر كنند و به اكتشافات بپردازند.
موانع خلاقیت
موانع خلاقیت را می‌توان به سه دسته تقسیم كرد: فردی، اجتماعی و سازمانی.
موانع فردی خلاقیت: نداشتن اعتماد به نفس و ترس از انتقاد و شكست، تمایل به همگونی و عدم تمركز ذهنی ازمهمترین آنها است. به طور كلی موانع فردی خلاقیت شامل موارد زیر است:
نداشتن اعتماد به نفس، دلسرد شدن، تأكید بر عادت‌های پیشین، محافظه‌كاری، وابستگی و جمود فكری، نبود تمركز ذهنی، استفاده نكردن از طرفین مغز، مقاوم نبودن، كمرویی، انعطاف‌پذیر نبودن.
موانع رشد خلاقیت در دانش‌آموزان
تأكید زیاد بر نمره دانش‌آموز به عنوان ملاك خوب بودن
روش‌های تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری ‌
عدم شناخت معلم نسبت به خلاقیت
نبود حداقل امكانات لازم برای انجام فعالیت‌های خلاق دانش‌آموزان
اهداف و محتوای كتاب‌های درسی
توجه نكردن به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان
عدم پذیرش ایده‌های جدید
ارائه تكالیف درسی زیاد به دانش‌آموزان
استهزاء و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه
جهت‌گیری خلاقیت در سازمان‌های آموزشی
* در اغلب آموزش‌های سنتی، فراگیران فقط در معرض مطالب و مهارت‌های ارائه شده از طرف معلم یا مدیر قرار گرفته و مطابق برنامه از پیش تعیین شده حتی در جزئیات به پیش می‌روند. در آموزش خلاقانه، فراگیرنده خود نقش فعال ایفا كرده و مربی به جز در كلیات و جهت اصلی آموزش، نقش تعیین‌كننده‌ای ندارد.
* برنامه‌های آموزش و محتوای مطالب حتی‌الامكان باید موجب رشد و توسعه تفكر واگرا به جای تفكر همگرا در فراگیران شود.
* شناخت علائق و انگیزه عاطفی و غیرعاطفی هر یك از فراگیران برای پیشبرد امر آموزشی ضروری است.
* مباحث و فنون مطرح شده در هر مرحله از آموزش و پرورش فراگیرندگان باید كاربردی ملموس و عملی در زندگی و كار فرد داشته باشد.
* امید به آینده و ایمان و اعتقاد به آنچه پس از تلاش و استمرار نصیب فراگیر خواهد شد باید در دوره‌های آموزش خلاقیت مورد تأكید قرار گرفته تا انگیزه بیشتری برای فراگیرنده به وجود آید.
* تجسم وضع آینده مسأله و مقایسه آن با وضعیت فعلی، كمك مفیدی به یافتن راه‌حل‌های بدیع خواهد كرد.
اصولاً استعداد خلاق در محیط‌های مطلوب، شكوفا و متبلور می‌شود بنابراین یكی از الزامات و روش‌های مهم برای تبلور خلاقیت، ایجاد فضای محرك، مستعد و به طور كلی خلاق است.
در سازمان‌های آموزشی علاوه بر این كه چنین فضایی باید برای معلمان و مدیران مهیا باشد، معلمان نیز باید زمینه لازم و فضای مطلوب را برای دانش‌آموزان فراهم كنند. ‌
یكی دیگر از شیوه‌های مهم و پرجاذبه پرورش خلاقیت و نوآوری، مشورت است. اساساً یكی از نشانه‌های رشد اجتماعی، شورا و مشورت است و بدون تردید افرادی كه اهل مشورت هستند از عقل و فكر بیشتری برخوردارند. اسلام نیز انسان را به شورا و مشورت ترغیب كرده و پیامبر اسلام (ص) نیز از مشورت به عنوان یك اصل تربیتی استفاده كرده است.
در واقع هر قدر مدیران در سازمان‌های آموزشی از دانش و تجربه كافی برخوردار باشند، باز هم مشورت با دیگران، افق‌های تازه‌ای را برای آنها خواهد گشود.
حضرت علی(ع) می‌فرمایند: مهمترین راه‌حل‌ها و صحیح‌ترین شیوه‌ها با استفاده از اندیشه‌های افراد مختلف به دست می‌آید.
راه‌حل‌های پیشنهادی معلمان:
* تدوین و اجرای سیاست‌های انگیزشی و تشویقی برای همكاران
* آموزش نیروی انسانی توسط استادان مجرب در قالب كارگاه‌های تابستانی
* طرح موضوع به صورت كاربردی در جلسات شورای معلمان
* تشویق معلمان به آزمایش كردن و كاربست روش‌های نو
* ایجاد محیط آزاد و روابط صمیمانه میان معلمان و مدیران رسمی مدارس برای كاربست یافته‌ها و روش‌های نوین‌
* تشخیص ارزش كار و تشویق افرادی كه به آزمایش روش‌های نوین مبادرت می‌ورزند.
دانش‌آموزان:
* رای پرسش‌های دانش‌آموزان باید اهمیت قائل شد و آنان را راهنمایی كرد تا خود جواب پرسش‌ها را بیابند. (تقویت روحیه پرسشگری و كنجكاوی)
* عقاید غیرعادی باید مورد احترام قرار گیرد و ارزش آن برای كودكان روشن شود.
* باید به كودكان نشان داد كه عقایدشان دارای ارزش است و عقایدی كه امكان اجرای آن در كلاس میسر باشد، پذیرفتنی است.
* گاهی اوقات بدون این كه تهدیدی از جهت نمره، ارزشیابی و یا انتقاد در كار باشد، باید كودكان را آزاد گذاشت تا كارهایی را كه خودشان می‌خواهند انجام دهند.
* هرگز نباید در مورد رفتار دانش‌آموزان بدون این كه علل و نتایج آن مشخص شود، قضاوت كرد.
* تشویق دانش‌آموزان به داشتن و ارائه اندیشه‌های بكر.
كتاب‌های درسی
* تجدید نظر در تدوین بعضی از كتاب‌های درسی با رویكرد كاربردی متون به ویژه در علوم پایه و فصل‌بندی موضوعی آن
* تأكید بر فعالیت‌هاو مهارت‌های خارج از كلاس و كاربست آموزه‌های علمی در زندگی عادی‌

 





ادامه مطلب ... نظرات :


نظرسنجی

شما تا چه اندازه از رشته تکنولوژی آموزشی اطلاع دارید؟


آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :

    بروزرسانی :

درباره ما

این وبلاگ به منظور معرفی رشته تکنولوژی آموزشی و با هدف توسعه ی این رشته مفید توسط دانشجویان تکنولوژی آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی سبزوار ایجاد شده است .



تبلیغات
.CopyRight © 2010 - 2011 edutechnology Group , All Rights Reserved ©