تبلیغات
تکنولوژی آموزشی

تکنولوژی آموزشی

تبلیغات

نقش تلقین در زندگی انسانها

نویسنده: آرزو حدادنیا چهارشنبه 13 شهریور 1392 دسته بندی : مقالات , آموزشی , روانشناسی ,
چند نمونه فراموش نشدنی باعث تغییر نگرش پزشکان و روانشناسان شد. یک زندانی که قص فرار داشت بطور مخفیانه خود را در یکی از اتاقکهای قطار جا داده بود و بعد از حرکت فهمیده بود که در یخچال قطار قرار دارد. زندانی مطمئن بود که در طی چندین ساعتی که در یخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقیقاً این کار هم شد. اما بعد از رسیدن به مقصد مشاهده کردند که زندانی یخ زده در حالی که یخچال قطار خاموش بوده است و این نشان می دهد که شخص زندانی به خود تلقین کرده که منجمد خواهد شد و این تلقین برای او حکم یک تصویر ذهنی مطابق با افکار او داشته و همین باعث شده که سلولهای بدن وی واقعاً سرما را حس کرده و کم کم منجمد شود.

برای مطالعه به ادامه مطلب رجوع کنید...


نمونه دوم آزمایشی بود که به پیشنهاد یکی از روانشناسان بر روی دو تن از مجرمین محکوم به اعدام انجام شد. آزمایش به این صورت بود که مجرم اول را با چشمانی بسته در حضور مجرم دوم با بریدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند. در این هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونریزی شدید بود. سپس چشمان نفر دوم را نیز بستند و این بار شاهرگ دست وی را فقط با تیغه ای خط کشیدند و در این حین کیسه آب گرم نیز بالای دست وی شروع به ریختن می کرد این در حالی بود که دست او به هیچ وجه زخمی نشده بود. اما شاهدان یعنی پزشکان و روانشناسان با کمال ناباوری دیدند که مجرم دوم نیز پس از چند دقیقه جان خود را از دست داد چراکه او مطمئن بود که شاهرگ دستش به مانند نفر اول بریده شده و خونریزی می کند. ریخته شدن خون را نیز بر روی دست خود حس می کرده است. در واقع تصویر ذهنی او چنین بوده که تا چند لحظه دیگر به مانند نفر اول هلاک می شود و همین طور هم شد. این نشان می دهد که دستگاه عصبی شما با توجه به آنچه فکر می کنید یا خیال می کنید که حقیقت دارد واکنش نشان می دهد. دستگاه عصبی شما تجربه خیالی را از تجربه واقعی تمیز نمی دهد. در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتی که از ناحیه مغز در اختیار او قرار می گیرد واکنش نشان می دهد. این یکی از قوانین اولیه و اصولی ذهن است. در واقع اینطوری ساخته شده ایم. وقتی این قانون را در افراد هیپنوتیزم شده مشاهده می کنیم شک می کنیم که حتما نیرویی مرموز یا فوق طبیعی در کار است. در واقع آنچه را که می بینیم فرایند طبیعی عمل مغز و دستگاه عصبی انسان است و نه چیز دیگر.در پدیده هیپنوتیزم اگر بیمار بدرستی گفته های شخص هیپنوتیزم کننده معتقد باشد کارهای حیرت آور انجام می دهد و بیمار رفتاری متفاوت از خود نشان می دهد زیرا طرز فکر و باورش تغییر کرده است.
هیپنوتیزم یا خواب مصنویی همیشه به نظر اسرار آمیز بوده است زیرا همیشه فهم اینکه چگونه باور کردن می تواند منجر به رفتار غیر عادی انسان شود دشوار بوده است. با خواب مصنویی چنان برخورد شده که انگار نیرو یا قدرت ناشناخته ای در کار است. اما حقیقت این است که وقتی شخصی را متقاعد می کنید که قدرت شنوایی اش را از دست داده رفتار ناشنوایان را پیدا میکند. وقتی او را متقاعد می کنید که نسبت به درد حساسیت ندارد، می تواند بدون بیهوشی تحت عمل جراحی قرار گیرد و در این میان نیروی مرموزی هم در کار نیست .


قضا و قدر و اراده انسان
سئله ای كه در طول تاریخ اسلام، اندیشه و افكار دانشمندان و علمای اسلامی را مشغول كرده و می كند، بحث قضاء و قدر الهی و ارتباط آن با افعال انسان می باشد. و این بحث از آنجا بوجود آمده است كه طبق روایات وارده، قضاء و قدر شامل تمام پدیده ها من جمله افعال انسان می باشند. از نگاه كلی روایات، افعال انسان مانند هر پدیده دیگر طبق قضاء و مقدرات كه قبلاً مقدر گردیده اند بوقوع می پیوندد. و ظاهر این مطلب، حتمیت وقوع اعمال از انسان می باشد، و انسان در انجام آنها آزادی و استقلال ندارد.
واقعیت و حقیقت چیست؟ آیا حقیقتاً انسان در انجام افعال خود مختار نیست؟ و كلیه افعال او به صورت جبری و حتمی محقق می شود؟ بحث ها و نظرهای بی نهایت دامنه داری از سوی علماء و دانشمندان اسلامی مطرح شده اند كه در علم كلام و گوشه ای از بحث های فلسفی مطرح گردیده اند.
ما این بحث را تنها از دیدگاه روایتی كه تفسیر و توضیح كامل و جامع برای آن به شمار می رود و به شیوه بسیار متین و مستدل مسئله را بیان می كند مطرح می كنم. و روایت در بحارالأنوار از احتجاج طبرسی نقل شده، متن آن این است:
مردی بعد از بازگشت از جنگ صفین سوالاتی را در مورد قضاء و قدر از امیرالمؤمنین (ع) می كند، و حضرت جواب می دهند.
اولین پرسش او این است « یا أمیرالمؤمنین(ع)، اخبرنا عن خروجنا الی الشام أَ بقضاء و قدر؟ فقال أمیرالمؤمنین (ع) نعم یا شیخ ما علوتم تلعه و لا هبتم بطن وادٍ الا بقضاء من الله و بقدره.»
گفت یا امیرالمومنین (ع) بفرمائید آیا رفتن ما به شام طبق قضاء و قدر بوده؟ حضرت در جواب او می فرمایند: بلی ای شیخ روی هیچ بلندی و درون هیچ وادی نرفتید جز آن كه همه طبق قضاء خداوند و قدر او بود.
فقال الرجل : عند الله احتسب عنائی و الله ما آری لی من الا جر شیئاً ؟ فقال علی(ع) بلی فقد عظم الله لكم الاجر فی مسیركم و انتم ذاهبون و علی منصرمكم و أنتم منقلبون و لم تكن فی شیئی من حالاتكم مكرهین.
مرد گفت : خداوند بر مشقت ها و رنج های ما پاداش دهد، سوگند به خداوند من برای خود پاداشی نمی بینم. علی (ع) فرمود: بلی خداوند پاداش بزرگی به شما داد در طی طریق شما به سمت شام كه می رفتید، و در حال بازگشت شما وقتی به سوی خانه های خود مراجعت كردید، و در هیچ حالتی شما مجبور نبودید.
همان طور كه ملاحظه می كنید، در پرسش و پاسخ اول حضرت أعمال را مرتبط با قضاء و قدر خداوند می داند، اما در پرسش دوم كه مرد میان قضاء و قدر و حتمیت افعال پیوند می دهد و در نتیجه پاداش بر افعال را منتفی می بیند، حضرت (ع) نظر او را رد می كند و حتمیت افعال را نمی پذیرد و اجر و پاداش افعال را به طور كامل اثبات می كند.
 
و تحلیل و وتوضیح پرسش و پاسخ دوم، در سوال و جواب سوم و چهارم به شیوه منطقی و مستدل بیان می گردد.
مرد گفت :« كیف لا نكون مضطرین و القضاء و القدر ساقانا و عنهما كان مسیرنا؟ فقال امیرالمومنین (ع) : لعلك اردت قضائاً حتماً و قدراً لازماً، لوكان كذالك لبطل الثواب و العقاب. و سقط الوعد و الوعید و الاَمر من الله و النهی. و ما كانت تأتی من الله لائمه لمذنب و لا محمده لمحسن، و لا كان المحسن اولی بثواب الاحسان من المذنب و لا المذنب. اولی به عقوبه الذنب من المحسن. تلك مقاله اخوان عبده الاوثان و جنود شیطان و خصماء الرحمن و الشهداء الزور و البهتان و اهل العمی و العصیان. هم قدریه هذه الامه و مجوسیها ان الله امر تخیراً كلفّ یسیراً ... ثم تلا علیهم«و قضی ربك الا تعبدوا الا ایّاه»
مرد گفت: چطور ما مجبور نبودیم در حالیكه قضاء و قدر ما را بسوی شام راندن و طی طریقی ما بموجب قضاء و قدر بود.
امیر المؤمنین(ع) فرمود: شاید مقصود تو قضاء لازم و قدر حتمی می باشد. و اگر این طور بوده باشد:
1-    ثواب و عقاب بیهوده است
2-    وعده و انذار ساقط است.
3-    امر و نهی خداوند ساقط می باشد.
4-    خداوند نكوكاران را ستایش، و گناه كاران را سرزنش نمی كرد.
5-    اصلاً نكوكار به ثواب احسان خود از گناه كار اولویت نداشت، و نیز گناه كار به مجازات گناه خود از محسن اولویت نداشت.
این مقاله از گروه هایی اند كه آنها:
1-    برادران بت پرست هستند.
2-    سربازان شیطان هستند.
3-    دشمنان خداوند، شاهدان تهمت و زور هستند.
4-    اهل معصیت و كور هستند.
5-    آنان قدریه این ملت و مجوس آن هستند.
خداوند در حال اختیار فرمان داده است و تكلیف كرده اما نا چیز و اندك می باشد. پس امام(ع) این آیه را به عنوان شاهد تلاوت نمود «قضاء پروردگار شما این است كه جز او چیزی دیگر را نپرستید»
امیرالمؤمنین(ع) با تفكیك میان قضاء و قدر حتمی و غیر حتمی، اشتباهی كه در فكر سائل ایجاد شده بود، از ذهن او خارج كرد، و با دلائل متقنی كه همه ریشه در قرآن دارد، مطلب را برای او باز كرد و توضیح داد كه آنچه در قرآن كریم قطعی است امر و نهی خداوند می باشد. و نیز بشارت و انذار در قرآن مكرر آمده اند تا آنجا كه قرآن كریم پیامبر(ص) را به عنوان بشیر و نذیر توصیف می كند. همین قرآن به ستایش نكوكاران و مذمت خطاكاران و مجرمان پرداخته است، و برای هر كدام پاداش و كیفر تعیین نموده است. چنانچه قضاء و قدر حتمی در مورد افعال انسان حاكم باشند، تمام این مسائل كه در قرآن مطرح گردیده ساقط می گردد و بیان آن ها لغو می باشد. و هر كه اعتقاد و اندیشه این گونه داشته باشند جز همان گروه و انسان های قر ار می گیرند كه امام (ع) به توصیف آنان پرداخت و آنان را مجوس امت اسلامی نامید. و در آخر آیه كریمه را كه با كلمه «قضاء» دستور به عبادت و پرستش خداوند میدهد، شاهد نظر خود میاورد.
4- مرد گفت:«پس قضاء و قدر كه شما ذكر كردید[و طی مسیر ما را بسوی شام و بازگشت از آنجا را طبق قضاء و قدر شمردید] چیست؟
امیر المؤمنین(ع) جواب داد: قضاء و قدر الهی فرمان به طاعت، و نهی از معصیت می باشد. توفیق كارهای خوب و توفیق ترك معصیت از قضاء و قدر الهی است. برای رسیدن به قرب او كمك نمودن و معصیت كاران را به حال خود رها كردن، وعد و وعید، بشارت و انذار همه از قضاء خداوند در افعال ما است و قدر او در اعمال ما است. اما غیر از این معنا و مفهوم را گمان نكن، كه گمان محبط و نابود كننده اعمال است.
این روایت جایگاه قضاء و قدر را مشخص می كند و ارتباط آنرا با افعال انسان كاملاً معین می كند، جای تردید باقی نمی گذارد كه افعال انسان مقهور قضاء و قدر نیست بلكه بر عكس قضاء و قدر همان فضل و رحمت بی پایان خداوند و نصرت و توفیق او نسبت به افراد مؤمن و معتقد به او می باشد، و نسبت به افراد كافر خذلان و بحال خود رها ساختن آنان می باشد. و هر كسی چه آنكه مؤمن باشد یا كافر هر كدام به اراده و اختیار خود آزادانه مسیری كه انتخاب كرده است می پیماید و اعمالی را انجام می بدهد، و هیچ گونه اجبار و اكراهی وجود ندارد. و تمام افعال با وصف آزادی و استقلال انجام می پذیرند. نه فضل الهی انسان را اجباراً بهشتی، و نه خذلان او انسان را قهراً جهنمی می سازد. تأثیر فضل و خذلان تأثیر قهری نمی باشد بلكه در حد كمك و نصرت و فقدان آن می باشد.
بحار الأنوار روایتی از قرب الإسناد در مورد تأثیر تعویذ ذكر می كند، كه در آن از پیامبر(ص) سوال شده است كه «تعویذی كه از آن شفاء خواسته می شود آیا قدر خداوند را ردّ می كند؟ پیامبر فرمود: آن تعویذ خود از قدر خداوند می باشد» و این روایت مضمون روایت قبلی را تأیید می كند، كه قضاء و قدر افعال انسان را از اختیار و آزادی خارج نمی سازند.
 




ادامه مطلب ... نظرات :


نظرسنجی

شما تا چه اندازه از رشته تکنولوژی آموزشی اطلاع دارید؟


آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :

    بروزرسانی :

درباره ما

این وبلاگ به منظور معرفی رشته تکنولوژی آموزشی و با هدف توسعه ی این رشته مفید توسط دانشجویان تکنولوژی آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی سبزوار ایجاد شده است .



تبلیغات
.CopyRight © 2010 - 2011 edutechnology Group , All Rights Reserved ©